تبلیغات
بارانی باید ...تاكه رنگین كمانی برآید
 
بارانی باید ...تاكه رنگین كمانی برآید
سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : Tarsa

    احساس میکنم بعد از بیست سال برگشته ام به خانه ی پدری ام که در کوچه پس کوچه های شهر گمشده ست!!

هر چه باشد، روزگاری اینجا زنده بود و کلمات در آن بروبیایی داشتند.

   هیچ وقت گمانش را نداشتم که به پاک کردن دفترچه ی رنگین کمانیم فکر کنم. اما حالا بعد از این همه مدت، دلم نمی آید ببینم اینجا

 مثل صحرای آفریقا متروک و خالی از حس و واژه و شور و شوق است. پس شاید آن را بسپارم به دست فراموشی تا ابد و برای همیشه از 

اینجا بروم.

  دلم برای آن لحظه های خوب، برای آن دوستان خوبتر و برای همه ی چیزهای خوبی که تجربه کردم تنگ میشود. البته شاید هم 

تصمیمم عوض شد. آدمیزاد دائما حالش یکسان نیست :)))

به قول جان جانان، حضرت حافظا :

                                                                  دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 خرداد 1395 :: نویسنده : Tarsa
عشق
تو را هر صبح
تا شبْ پیش می راند
مرگْ تا صبح.
زنده گی جز این دو
چه می تواند بودن؟!

رضا كاظمی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 خرداد 1395 :: نویسنده : Tarsa

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود

گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود

گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود

گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود.
قیصر امین پور



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 فروردین 1395 :: نویسنده : Tarsa
 به صفحه ها ی خیلی وقت خالی مانده ی وبم که نگاه می کنم دلم می گیرد بدجور.. یادش بخیر آن روزها که یک پایم کتابخانه بود یک پیام کافی نت. یک چشمم توی کتاب های درسی بود یک چشمم به کتاب های شعر و داستان و مقاله هایی که انگار هیچ وقت نمی خواست تمام شود. دلم برای اینجا و دوستانی که داشتم تنگ شده...خیلی هم تنگ شده. اما این روزها آن قدر سرگرم زندگی جدید و تجربه های تازه ام در دانشگاه شده ام که تقریبا می شود گفت م نخودم را هم فراموش کرده ام! 
خیلی وقت است از خودم و آن چه که قبلا بودم دور شده ام و حالا انگار یک شخصیت تازه و جدید از توی وجودم جوانه زده. چیزی که گمانم باید خیلی حواسم بهش باشد. مبادا آسیبی ببیند یا از جایی بشکند که در این صورت تا ثریا کج خواهد رفت. 


#شاد_باشید
#خوب_باشید
#خوبی_کنید



در تلگرام منتظرتان خواهم بود!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 آذر 1394 :: نویسنده : Tarsa
غمت  به روی شانه ام دوباره گریه می کند 

بیا و تسلیت بگو به شانه های سوگوار.... 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 آذر 1394 :: نویسنده : Tarsa
چهارشنبه ی دوست داشتنی هفته ی پیش...هجده آذر یکهزار و سیصد و نود و چهار!
 
من و شیدام و دوستی که حالا تبدیل شده به پاره ای جدا نشدنی از قلبم...

شب شعری و حضور پر از اعجاز کسانی که همواره ستایششان کرده ام...

و شعر هایی که از عمق جان عده ای عاشق فوران می کرد، مستقیم فرو می رفت به خاک  چشم و گوش و ذهن تشنگانی که ما باشیم...

خدایی شب عشقبازی واژه ها بود با روح و دل...

شاید اینطور بگویم: من و جان و جان جانان...آن شب!!

چه سعادتی از این بالاتر؟!!

#ترسا_یه هویی با استاد بیابانکی و استاد برقعی. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 آذر 1394 :: نویسنده : Tarsa
مگیر آینه را پیشِ روی من که در این شهر
زِ نامِ کوچکِ خود شرم می کنم که سرم هست!

حسین جنتی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 آذر 1394 :: نویسنده : Tarsa

...دو چشم عطریِ او آهوان تاتار است

زنی که هفت قدم در نرفته عطار است

 

شبی گره شد و روزی به کار من افتاد

زنی که حلقه‌ی موی طلایی‌اش دار است

 

به گریه گفتمش از اشتباه من بگذر

به خنده گفت که در انتقام، مختار است

 

زنی که در شبِ مسعودی نشابورش

هزارها حسنک مثل من سرِ دار است

 

زنی که چارستونِ دل مرا لرزاند

چهلستونِ دلش بی‌ستونِ انکار است

 

زنی که بوی شراب از نفس زدن‌هایش

اگر به «قم» برسد کار مُلک «ری» زار است

 

اگر به ری برسد، ری اگر به وی برسد

هزار خمره‌ی چله نشین به می برسد...

 

مهدی فرجی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 آذر 1394 :: نویسنده : Tarsa

... کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود ... 

                                      حمید مصدق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 آذر 1394 :: نویسنده : Tarsa
«بی بودن تو بهشت هم بد جایی است»
صد خلد برین همچو یکی صحراییست
طالب نشوی حضور من نیست غمی
در غیبت تو من و غم و دنیایی است،
آشفته و مملو از تب و عشق و عطش
هر لحظه ی آن مرور صد تنهایی است
هر شب که سکوتِ تیک و تاکِ ساعت
هر صبح شکنجه ی شبی بیداری ست...
عمری به بهار و یک نفس مهر خزان،
خشکاند مرا چه ساده از یک تا بیست....

# ترسا

مطلع از استادم: آقای مصطفی معارف




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد هدایت به بالا